عاشق · عَاشِق — lover; in love
همان معناقطعیاسم · مردم · روزمره
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
عَاشِق
ʿāshiq/ʕaːʃiq/
در عربی
lover; in love
فارسی
عاشق
āšeq/ɒʃeɢ/
در فارسی
lover; in love
- ریشه
- ع ش ق
- وزن
- فَاعِل
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr