دوا · دَوَاء — medicine, remedy
همان معناقطعیاسم · بدن و سلامت · روزمره
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
دَوَاء
dawāʾ/dawaːʔ/
در عربی
medicine, remedy
فارسی
دوا
davā/dævɒ/
در فارسی
medicine, remedy
- ریشه
- د و ي
املا. Persian drops the final hamza of Arabic -āʾ.
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr