انتقاد · اِنْتِقَاد — criticism
همان معناقطعیاسم · جامعه · رایج
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
اِنْتِقَاد
intiqād/ʔintiqaːd/
در عربی
criticism
فارسی
انتقاد
enteqād/enteɢɒd/
در فارسی
criticism
- ریشه
- ن ق د
- وزن
- اِفْتِعَال
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr