حاضر · حَاضِر — present; ready
همان معناقطعیصفت · توصیف · روزمره
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
حَاضِر
ḥāḍir/ħaːdˤir/
در عربی
present; ready
فارسی
حاضر
hāzer/hɒzer/
در فارسی
present; ready
- ریشه
- ح ض ر
- وزن
- فَاعِل
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr