مریض · مَرِيض — sick, ill; a patient
همان معناقطعیصفت · بدن و سلامت · روزمره
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
مَرِيض
marīḍ/mariːdˤ/
در عربی
sick, ill; a patient
فارسی
مریض
mariz/mæriz/
در فارسی
sick, ill; a patient
- ریشه
- م ر ض
- وزن
- فَعِيل
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr