عضو · عُضْو — organ (of the body); member
همان معناقطعیاسم · بدن و سلامت · روزمره
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
عُضْو
ʿuḍw/ʕudˤw/
در عربی
organ (of the body); member
فارسی
عضو
ozv/ozv/
در فارسی
organ (of the body); member
- ریشه
- ع ض و
- جمعی که فارسی نگه داشته
- اعضاأَعْضَاءaʾzā · aʿḍāʾ
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr