قاضی · قَاضِي — judge
همان معناقطعیاسم · جامعه · رایج
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
قَاضِي
qāḍī/qaːdˤiː/
در عربی
judge
فارسی
قاضی
qāzi/ɢɒzi/
در فارسی
judge
- ریشه
- ق ض ي
- وزن
- فَاعِل
- جمعی که فارسی نگه داشته
- قضاتقُضَاةqozāt · quḍāt
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr