رفیق · رَفِيق — friend, companion
همان معناقطعیاسم · مردم · روزمره
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
رَفِيق
rafīq/rafiːq/
در عربی
friend, companion
فارسی
رفیق
rafiq/ræfiɢ/
در فارسی
friend, companion
- ریشه
- ر ف ق
- وزن
- فَعِيل
- جمعی که فارسی نگه داشته
- رفقارُفَقَاءrofaqā · rufaqāʾ
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr