رئیس · رَئِيس — head, boss, president
همان معناقطعیاسم · کار و پول · روزمره
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
رَئِيس
raʾīs/raʔiːs/
در عربی
head, boss, president
فارسی
رئیس
raʾis/ræʔis/
در فارسی
head, boss, president
- ریشه
- ر أ س
- وزن
- فَعِيل
- جمعی که فارسی نگه داشته
- رؤسارُؤَسَاءroʾasā · ruʾasāʾ
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr