تحمل · تَحَمُّل — tolerance, endurance
همان معناقطعیاسم · اندیشه و احساس · رایج
فارسی واژهٔ عربی را با همان معنا گرفته است.
عربی
تَحَمُّل
taḥammul/taħammul/
در عربی
tolerance, endurance
فارسی
تحمل
tahammol/tæhæmmol/
در فارسی
tolerance, endurance
- ریشه
- ح م ل
- وزن
- تَفَعُّل
منابع: Dehkhoda · Moʻin · Wehr